علت بيماري اختلال هويت جنسي چيست؟
***
آمارهاي جهاني به طور ميانگين از تولد سه نوزاد ترانسکشوال در ميان 100هزار تولد زنده خبر مي دهد. با استناد به اين رقم مي توان پيش بيني کرد که در ايران حدود 4هزار بيمار مبتلا به اختلال هويت جنسي سکونت داشته باشند. بسياري از بيماران ترانسکشوال در حالي که در آرزوي عشق واقعي به سر مي برند گاه تا زمان ازدواج و گاه، هيچ گاه هيچ گونه رابطه جنسي ندارند. اين در حالي است که متاسفانه باور عموم جامعه آنان را منحرف جنسي مي پندارد و به همين سبب، از ايشان دوري مي گزيند و آنان را طرد مي کند.
بنابر آمارهاي پزشکي قانوني، ظرف 6 سال گذشته 422 نفر از بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسي به کميسيون هاي روانپزشکي درخواست داده اند اما از اين تعداد فقط 188 نفر تا مرحله کميسيون پيگيري خود را ادامه داده اند و 124 نفر از اين تعداد پاسخ مثبت دريافت کرده اند، به معناي آنکه مي توانند دست به عمل جراحي بزنند و تغيير جنسيت بدهند. دکتر صابري مي گويد؛ «تغيير جنسيت فقط و فقط تلاشي است براي بهتر شدن سبک زندگي اين بيماران. زيرا اين بيماران تا پايان عمر دچار مشکل خواهند بود و ميزان رضايتشان از زندگي پايين است.»آن گروه از بيماراني که اين درايت را دارند که به بيماري خود پي ببرند پس از مراجعه به پزشکي قانوني - تنها مرجع قانوني و رسمي براي تشخيص بيماري اختلال هويت جنسي - تحت معاينات روانپزشکي قرار مي گيرند. دکتر صابري مي گويد؛ «در آزمون هاي روانشناختي متعدد، تست هايي از بيماران مي گيريم، با خانواده مشاوره و صحبت مي کنيم، اختلالات همراه را درمان مي کنيم. بعضي از اين بيماران افسرده هستند يا اختلال شخصيت دارند و اگر نتايج تمام آزمون هاي پيش از جراحي مورد تاييد پزشکي قانوني واقع شد براي اين بيماران مجوز جراحي و تغيير جنسيت صادر مي شود اما جراحي و تغيير جنسيت پايان کار نيست. اتفاقاً مهم ترين اقدامات به مراجعات بعد از جراحي مربوط مي شود. اين بيماران پس از تغيير جنسيت بايد به طور مرتب تحت نظر پزشک باشند تا ميزان عوارض و عفونت هاي ناشي از جراحي، مورد بررسي و کنترل قرار بگيرد. همچنين مشاوره روانپزشکي پس از تغيير جنسيت براي اين بيماران حياتي است زيرا بسياري از آنان پس از عمل جراحي دچار نارضايتي و پشيماني مي شوند و اگر مشاوره روانپزشکي نداشته باشند خودکشي، سبک ترين عارضه اي است که گريبان اين بيماران را خواهد گرفت.» (آمار خودکشي در ميان بيماران مبتلا به اختلال هويت جنسي در ايران 33 درصد گزارش شده است.) با وجود آنکه صابري اهميت مراجعات پس از جراحي را تا اين حد ضروري مي داند اما اعلام مي کند از مجموع بيماراني که طي 6 سال گذشته تن به تغيير جنسيت داده اند فقط 17 نفر مراجعات پس از جراحي خود را پيگيري کرده اند. مراجعات کم، اين امکان را به صفر نزديک کرده که تعداد بيماراني که پس از عمل جراحي پشيمان شده اند به طور دقيق ثبت شود. شنيده هايي حاکي از آن است که ضريب خطاي پزشکي قانوني در تشخيص بيماران ترانسکشوال واقعي حدود 40 درصد برآورد مي شود. اگرچه کارشناسان اين سازمان در پذيرفتن اين ميزان ضريب خطا ترديد دارند اما دکتر صابري در پاسخ به اين سوال شرق که ميزان دقت آزمايشات پيش از صدور مجوز قانوني براي تغيير جنسيت تا چه حد است، مي گويد؛ «اين آزمايشات دقيق نيست زيرا اين بر نتايج آزمون هاي روانشناختي استوار است و نمي تواند از دقت صددرصد برخوردار باشد. به هر حال ما در اين آزمايشات از تست و مصاحبه استفاده مي کنيم که در اين صورت درصد خطا حتماً افزايش مي يابد. مشکل ما به دليل نداشتن متخصص متبحر مضاعف مي شود و اين بيماران به آساني مي توانند ما را دور بزنند و به بازي بگيرند. نبود مراکز تخصصي براي درمان اين بيماران و فقدان آموزش کافي براي پزشکان مشکلات ما و بيماران را چند برابر کرده است
(((شاید کاری که می توان برای این بیماران انجام داد این باشد که ابتداکاری انجام دهیم که این افراد بعنوان بیمار در جامعه پذیرفته شده و به آنها از لحاظ روحی کمک کرد وبا شناسندن این بیماری باعث میشویم که به آنها بر چسب منحرف جنسی زده نشود . باید بپذیریم که که آنها در درون کس دیگری هستند که ما نمی توانیم ببینیم این افراد زندگی خیلی سختی را میگذرانند!!!)))